سفارش تبلیغ
مسابقه صبح رسانه
مسابقه صبح رسانه

world
 

ستایــش یعنــی دیوونگی هـــا!

شبیه حس خوبِ تو دل مــا

نگاه کن تو چشای بیقرارم

چقدر این لحظه ها رو دوست دارم...


[ پنج شنبه 92/5/24 ] [ 5:25 عصر ] [ shadim ] [ نظرات () ]

کاش بدانی ، قهر میکنم تا دستم را محکمتر بگیری و بلندتر بگویی : بمان ، نه اینکه شانه بالا بیندازی و آرام بگویی : هر طور راحتی .


[ دوشنبه 92/5/7 ] [ 2:36 عصر ] [ shadim ] [ نظرات () ]

خوش به حالت حوا ، خودت بودی و آدمت ! وگرنه آدم تو هم به هوای دیگری می رفت .


[ دوشنبه 92/5/7 ] [ 2:35 عصر ] [ shadim ] [ نظرات () ]

من بچه بودم آرزو داشتم مادر بزرگم بزاره
دستگیره چرخ خیاطیش رو یه دور بچرخونم!
یه همچین آدمی قانعی بودم من!!!


[ دوشنبه 92/5/7 ] [ 2:34 عصر ] [ shadim ] [ نظرات () ]

داستان کوتاه فقر

 

فقر
میخواهم  بگویم ……
فقر  همه جا سر میکشد …….
فقر ، گرسنگی نیست ، عریانی  هم  نیست ……
فقر ، چیزی را  ” نداشتن ” است ، ولی  ، آن چیز پول نیست ….. طلا و غذا نیست  …….
فقر  ،  همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفتهء یک کتابفروشی می نشیند ……
فقر ،  تیغه های برنده ماشین بازیافت است ،‌ که روزنامه های برگشتی را خرد میکند ……
فقر ، کتیبهء سه هزار ساله ای است که روی آن یادگاری نوشته اند …..
فقر ، پوست موزی است که از پنجره یک اتومبیل به خیابان انداخته میشود …..
فقر ،  همه جا سر میکشد ……..

فقر ، شب را ” بی غذا  ” سر کردن نیست ..
فقر ، روز را  ” بی اندیشه”   سر کردن است

 


[ دوشنبه 92/5/7 ] [ 2:33 عصر ] [ shadim ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
امکانات وب


بازدید امروز: 0
بازدید دیروز: 24
کل بازدیدها: 14962